|
خیلی سخته یکی رو دوست داشته باشی ؛ ولی خودت رو لایقش ندونی تا بهش برسی.
خیلی سخته تولد یکی رو هیچ وقت فراموش نکنی ؛ ولی گرفتن هدیه ای که لایقش هست رو پیدا نکنی تا بهش بگی که همه آدمها فراموش کار نیستند.
خیلی سخته که نا خواسته از کسی که دوستش داری جدا شی و اون موقع خواسته باشی بهش بفهمونی که همیشه بر خاطرات غبار نمیشینه.
خیلی سخته که خواسته باشی یکی دیگه فراموشت کنه ؛ ولی خودت نتونسته باشی که از یادش ببری.
خیلی سخته که به کسی پیغام بدی و اونهم جواب تو رو نده و تو هم نتونسته باشی حرفی بزنی ، چونکه اون در جوابت میگه که "مگه خودت اینجوری نخواستی"
خیلی سخته اسمی رو که خیلی دوستش داری ، بشنوی ولی خودت رو به نشنیدن بزنی.
خیلی سخته تنها شماره تلفنی که تو ذهنت هک شده ، داشته باشی ؛ ولی نتونسته باشی که با اون تماس بگیری.
خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی و نتونسته باشی بهش بگی.
خیلی سخته که تو اوج تنهایی بغض گلوت رو گرفته باشه ؛ ولی نخواهی که کسی از این موضوع خبر دار شه.
خیلی سخته که آینده ات رو در گرو رسیدن به کسی دونسته باشی ؛ ولی نتونسته باشی بهش برسی.
خیلی سخته که آدمی رو حتی یه بار دل سیر ندیده باشی و فقط تو خواب ببینی و بعد بهش بگی که عاشقش شدی و اون هم خواسته باشه که حرفات رو باور کنه.
|